محمد رضا واليزاده معجزى
29
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
برادر را ترغيب كرد كه پيش از آمدن آقا محمد خان ميوهاى چند بردارد . عباس پاسخ داد كه اين كار نشانه بىادبى و بىاحترامى نسبت به عموى بزرگوار مىباشد و چه بسا كه ممكن است مايه تكدر خاطر وى شود . ولى محمد على ميرزا با بىپروائى گفت : « ميوهاى كه از دورىها برمىدارد به خود وى تعلق دارد و خود را بر روى دورىها انداخت . » آقا محمد خان وقتى اين گفتار جسورانه را شنيد ، از نهانگاه درآمد و براى تنبيه محمد على ميرزا و تشويق عباس ميرزا ظرفهاى شيرينى و ميوه را به برادر كوچكتر داد . اين امر خشم محمد على ميرزا را برانگيخته بهطورى كه اگر در حضور آقا محمد خان نمىبود ، انتقام سخت و خونينى از وى مىگرفت . آقا محمد خان محمد على ميرزا را ملامت كرده و سرانجام از وى پرسيد : « اينك تو كودك ناتوانى بيش نيستى ، اگر شاه بودى با برادر چه معاملهاى مىكردى ؟ » كودك جسور بىدرنگ پاسخ داد : « فرمان مىدادم كه در دم او را بكشند . » آقا محمد خان كه ازين سخن بر سر خشم آمده بود ، براى اينكه ايران را از عواقب خطرناك رشك محمد على ميرزا « 1 » برهاند بر آن شد كه او را همان دم خفه كند ولى بنابر التماس و زارى مادر بابا خان ( يعنى مادر فتحعلى شاه آينده ) كه مورد علاقه و توجه قلبى آقا محمد خان بود ، از اين فكر منصرف شد ولى او را يكبار براى هميشه از خود دور ساخت و اعلام داشت كه مىخواهد اورنگ شاهى را به عباس ميرزا بسپارد و لذا به فتحعلى شاه اندرز داد كه صرفنظر از اينكه محمد على ميرزا اخلاقا صلاحيت جلوس بر اريكه سلطنت ايران را ندارد [ از طرف ديگر ] نظر براينكه مادر عباس ميرزا از طايفه قاجار دولو مىباشد و بعلاوه سجايا و ملكات اخلاقى او وجه تشابهى با اخلاق زشت و زننده محمد على ندارد ، لذا عباس را به مقام وليعهدى خود برگزيند تا بدين وسيله دوستى طايفه دولو را بسوى خود جلب نمايد . فتحعلى شاه نيز به هنگام جلوس بر تخت سلطنت وصايا و نصايح آقا محمد خان را به كار بست و باوجود مواجهه با مشكلاتى از قبيل اعتراضات شديد محمد على ميرزا - كه قبلا به استحضار رسيد - بالاخره عباس ميرزا « 2 » [ 1 ] را به ولايتعهدى برگزيد و نظر عموى خود را تأمين نمود .
--> ( 1 ) . قبلا هم نوشتيم كه چون سرهنگ كاسپار در دستگاه وليعهد خدمت مىكرده مىخواسته رجحان او را به محمد على ميرزا ثابت كند . بر خلاف نوشتههاى او محمد على ميرزا موقعى كه وارد خدمت شد شاهزادهاى رئوف و مهربان و با گذشت از كار درآمد و همه او را از صميم قلب دوست مىداشتند . ( 2 ) . چون در پيرامون شخصيت محمد على ميرزا دولتشاه به اندازه لازم بسط كلام داده شد ، بىمورد نيست عباس ميرزا وليعهد ايران را كه رقيب او بوده نيز بر وفق گفتههاى مورخين معرفى نموده و سجاياى او را - چنانكه همه تصديق كردهاند - در اين پاورقى بنويسيم . رك . يادداشتهاى پايان فصل ، ش 1 .